ضرورتِ ترجمۀ مفهوم به مفهوم
ضرورتِ ترجمۀ مفهوم به مفهوم
شنوندۀ فارسی زبانی که به رادیو گوش می دهد، در واقع دارد مطلبی را از زبانِ کسی می شنود. این کس یک گویندۀ رادیویی است. شنونده خودِ او را نمی بیند، چنانکه انگار کسی در محلّ شنونده حضور دارد، امّا شنونده برای دقیق تر شنیدنِ حرفهایِ او، چشمهایش را بسته است و او را نمی بیند. به عبارتِ دیگر، شنونده نوشته ای در برابر خود ندارد و فقط صدای گوینده را می شنود، صدای گوینده ای که دارد برای او حرف می زند، نه اینکه مطلبی را از روی نوشته ای برای او بخواند.
اگر مترجم به جای ترجمۀ لفظ به لفظ، بعد از آنکه مفهومِ جملۀ انگلیسی را گرفت، بیاید پیشِ خود آن مفهوم را به زبانِ خود و برای خود بگوید، درست مثل این است که دارد آن مفهوم را برای کسی که در برابرش نشسته است، بازگو می کند. بعد از این بازگوییِ مفهوم است که آن را به روی کاغذ می آورد یا تایپ می کند. امّا مترجمی که اصلاً جمله را یکبار به تمامی نمی خواند، یا آن را می خواند و در هر دو صورت، عبارتها یا جزءهای جمله را یکی بعد از دیگری، بدونِ توجّه به پیوستگیِ طبیعی در معنیهایِ این عبارتها یا جزءها، به فارسی بر می گرداند، کلامِ او حتـّی در صورتی که ترجمه اش دقیق باشد، ترتیب و روالی پیدا می کند که برای شنوندۀ فارسی زبان بیگانه است، چون همان طور که گویندۀ فارسی زبان، ناخودآگاه، به گفتارش در ترتیب عبارتها یا جزءهای جمله نظمی می دهد که طبیعیِ زبان فارســی است و روحِ زبان در آن نمــود پیدا می کــند، شنونده هم در صورتی سریعاً و به روشنی مفهومِ مطلب را با گوش دادن به رادیو می گیرد که مطلب با همان نظمِ طبیعیِ گفتار فارسی نوشته و خوانده شود.
امّا وقتی که ترجمه، لفظ به لفظ یا عبارت به عبارت باشد، زنجیرۀ پیوستگیِ معنایی در مطلب می شکند و شنونده عبارتها را در زنجیرۀ طبیعی نمی شنود تا آن پیوستگی طبیعی در ذهنش پیدا شود. بنابر این در بسیاری موردها از جمله ها، بدونِ اینکه مفهومِ آنها را گرفته باشد، می گـذرد و به این ترتیب نوشتن برای رادیو که هدفِ آن رساندن اخبار و اطّلاعات به مردم است، نمی تواند نتیجۀ مطلوب را داشته باشد.
به نمونه ای از یک ترجمۀ پخش شده نگاه می کنیم. متنِ جملۀ انگلیسی به این صورت بوده است:He has called on workers to change their attitude to job opportunities they have until now considered beneath them.l
مترجم که ناخودآگاه در قیدِ ترکیب و ترتیبِ کلمه ها و عبارتها در زبان انگلیسی بوده است، آن را به این صورت به فارسی برگردانده است: «او از کارگران خواسته است در مورد فرصتهای شغلی که تا کنون آنها را پایین تر از سطح خود می دانستند، تجدید نظر کنند.»
این ترجمه روح و روال فارسی ندارد و برای فهمیدنِ آن تأمّل لازم است و شنوندۀ رادیو وقتِ تأمّل ندارد. می توانیم مفهوم این جمله را بگیریم و به صورتی که بیان آن برای ما طبیعی باشد، به فارسی برگردانیم. مثلاً بگوییم: «او از کارگران خواسته است که از این به بعد اگر شغلی برایشان پیدا شد،آن را به دلیلِ اینکه در حدّ خود نمی دانند، ردّ نکنند.» یا: «او از کارگران خواسته است که از این پس دیگر هر شغلی را به این دلیل که آن را از حدّ خود پایین تر می دانند، ردّ نکنند.» و جمله هایی نظیر اینها، که بتواند مفهوم را سریعاً به شنونده برساند. و حالا به یک نمونۀ دیگر توجّّه می کنیم:
My administration is deeply committed to a prosperous Europe and a whole Europe and a free Europe, and we look forward to a constructive relationship.l
ترجمۀ پخش شدۀ این جمله به این صورت است: «دولت من عمیقاً به اروپای غنی و مرفـّّه، اروپایی که یکپارچه و آزاد است پایبندی دارد و رابطۀ سازنده با آن را از اولویتهای خود می شمارد.» اگر در بند نظمِ کلامی انگلیسی نباشیم، می توانیم مفهوم جملۀ انگلیسـی را مثـلاً به این مفـهوم فارسی برگردانیم: «خواستِ واقعیِ دولت من این است که اروپا غنـی و موفـّق باشد، اتّحاد و همبستگی داشته باشد، و از آزادی کامل برخوردار باشد، و ما امیدواریم که با اروپا روابطی سازنده داشته باشیم.»
اگـر به جملۀ انگلیسی توجّـه کنیم، می بینـیم که این جمله باید از یک سخنرانی گرفته شده باشد، و چون در سخنرانی تأثیر و نفوذِ کلام اهمیت دارد، سخنران کلمۀ «اروپا» را تکرار می کند و می گوید: «اروپایی ثروتمند و موفق، اروپایی متّـحد، اروپایی آزاد»، و این تکرار در نمونۀ ترجمۀ مفهوم به مفهوم به صورتی دیگر، یعنی تکرارِ فعلِ «باشد» آمده است.
مترجم در مرتبۀ اوّل باید شناختی لازم و کافی از زبان فارسی داشته باشد تا در موقع خواندن متن انگلیسی، مفهومها در ذهنِ او جای خود را پیدا کند. هیچ مفهومی وجود ندارد که یک گزارشگر انگلیسی آن را به زبانِ خود بیان کرده باشد و در زبان فارسی نتوانیم همان مفهوم را بیان کنیم. اگر مترجمی در موقع ترجمۀ یک جمله، به مفهومی بر بخورد که در بیان آن دربماند، و آنوقت تصوّر کند که آن مفهوم انگلیسی است و در فارسی چنان مفهومی پیدا نمی شود و او ناگزیر است که آن را کلمه به کلمه به فارسی برگرداند، باید بداند که این خودِ اوست که در حیطۀ زبان فارسی اندوخته ای ندارد، چون اگر چنین اندوخته ای می داشت، مفهومِ آن جملۀ انگلیسی بیدرنگ جای خود را در این اندوخته پیدا می کرد و به فارسیِ طبیعی و روشن و رسا در می آمد.
ترجمۀ مفهوم به مفهوم بیشتر به این دلیل اهمیت دارد که ترتیب و نظم در زنجیرۀ عبارتها یا جزءهای جمله در زبانِ فارسی در مقایسه با زبانِ انگلیسی بسیار متفاوت است.
ایشان حرمت ننهادندمر مصاحبت را...