تأثیر پذیری ناساز از زبان بیگانه

تأثیر پذیری ناساز از زبان بیگانه

از همۀ مترجمان رسانه های گروهی انتظار می رود که علاوه بر آشنایی با زبان بیگانه در حدّ فهمیدن و خواندن و نوشتن، از دانش و درک لازم برای کار ترجمه هم برخوردار باشند، امّا بعضی از آنها به کسب این درک و دانش نیاز دارند، چون هنوز از این واقعیت بیخبرند که وقتی که زبانی بیگانه به زبان خودی ترجمه می شود، زبان خودی باید نظام طبیعی خود را به تمامی حفظ کند، نه اینکه به واسطۀ ترجمه پاره ای از خصوصیات زبان بیگانه را به خود بپذیرد، یعنی مترجم به علّت ضعف خود در دانش ترجمه، از زبان بیگانه تأثیرهایی ناساز وارد زبان خودی کند. برای روشن تر شدن موضوع این گفتار چند نمونه می آورم. مترجمی در ترجمۀ یک خبر نوشته است:

«گزارشها می گویند قسمتی از شهر بوکاوا به دست تروریستها افتاده است».

برای یک انگلیسی زبان طبیعی است که از کسی بشنود یا در جایی بخواند: «the reports say» که ترجمۀ لفظ به لفظ آن می شود: «گزارشها می گویند». برای فارسی زبان این «گزارشها» نیست که حرف می زند. در گزارشهاست که انسانها، یعنی گزارش دهندگان، حرف می زنند. امّا معمولاً در اشاره به «گزارش» کاری به گزارش دهندگان نداریم و مثلاً می گوییم : «در گزارشها آمده است»، «گزارشها حاکی از آن است که»، «گزارش شده است که» ومانند اینها.

مترجمی دیگر که در دانش ترجمه ضعف همان مترجم اوّل را دارد، عبارت «an international conference in Geneva will try...» را این طور ترجمه کرده است: «یک کنفرانس بین المللی در ژنو سعی خواهد کرد...». برای فارسی زبان این کنفرانس نیست که سعی خواهد کرد، بلکه انسانهای شرکت کننده در کنفرانس هستند که سعی خواهند کرد. در فارسی کنفرانس شخصیت عینی ندارد تا بتواند فاعل جمله واقع شود، امّا برای انگلیسی زبان طبیعی است که از کلمۀ «conference» مجموع شرکت کنندگان در کنفرانس را به ذهن بیاورد.

همین مترجمان در موقعی که مشغول کار ترجمه نیستند و با کسی یا کسانی در گفت و گویند، کمتر گرفتار چنین ناهنجاریهای کلامی می شوند، چون ذهن آنها و اندیشۀ آنها در حکم زبان خودی آنهاست. مترجمان وقتی در دانش ترجمه توانا می شوند که این تفاوتهای بیانی در دو زبان را بشناسند و به آسانی تشخیص بدهند. این تشخیص و شناخت در سیر تجربه پیدا می شود و همواره در پیش ذهن حاضر می ماند و مانع از این می شود که مترجم اسیر نظام بیانی زبان بیگانه بشود. تفاوتهای بیانی زبان فارسی با زبانهای دیگر، از آن جمله زبان انگلیسی متعدّد است. توجّه به چند نمونۀ دیگر برای به ذهن سپردن اصل پرهیز از تأثیر پذیری ناساز در ترجمه کافی است.

-Police in Burma have dispersed a demonstration by students...
- در برمه پلیس تظاهرات دانشجویان را متفرّق کرده ست.
در فارسی «تظاهرات» متفرّق نمی شود، «دانشجویان» را که به تظاهرات پرداخته اند، متفرّق می کنند.

- continued presence of Russian military bases in the country
-حضور مداوم پایگاههای نظامی روسیه در این کشور...
-در زبان انگلیسی کلمۀ presence را هم برای «شخص» به کارمی برند، هم برای «غیرشخص»، امّا در زبان فارسی کلمۀ «حضور» برای «غیرشخص» به کار نمی رود. در مورد بالا می توانیم بگوییم «ادامۀ برقراری پایگاههای نظامی روسیه»، «وجود پایگاههای نظامی روسیه» و مانند اینها.

- the Indonasian armed forces commander, General Wiranto...
- فرمانده نیروهای مسلّح اندونزی، ژنرال ویرانتو...
-در فارسی اسم شخص را اوّل می آوریم و بعد سمت یا مقام او را ذکر می کنیم: «ژنرال ویرانتو، فرمانده نیروهای مسلّح اندونزی». مثلاً نمی گوییم: «رئیس جمهوری روسیه، ولادیمیر پوتین».

- Iran comes in for praise for the rapid way in which it has reduced mortality rates for children under five by 81 percent since 1970
- دستاوردهای ایران قابل تحسین بوده [است] زیرا [که] این کشور نرخ مرگ و میر را برای کودکان کمتر از پنج سال از سال 1970 به بعد 81 درصد کاهش داده [است].

کلمۀ rate برای انگلیسی زبان معنیهای متفاوت دارد. تفاوت این معنیها در حدّی نیست که آنها را با هم بیگانه کند، امّا متن است که به انگلیسی زبان نشان می دهد که در یک مورد معیّن این کلمه به چه معنایی به کار رفته است. چند تا از معنیهای این کلمه برای انگلیسی زبان اینهاست:

1- ارزش، قیمت، سرعت، و غیره که با توجّه به رابطۀ آن با یک مقدار معیّن دیگر سنجیده می شود: سفر با سرعت (rate) 100 کیلو متر در ساعت. میزان زاد و ولد (birth rate) عبارت است از شمار تولّدها در قیاس با شمار مردم.
2- نرخ (rate) تثبیت شده بر اساس واحد : نرخ تلفن در شب ارزان تر از نرخ روز است.
3- سطح (rate) دستمزد: سطح دستمزد کار گران از ساعتی پنج پوند به شش پوند افزایش یافته است.
4- عوارض (rates) شهرداری: عوارض شهرداری در پنج سال اخیر دو برابر شده است. درجۀ (rate) کیفیت یا ارزش کارآیی: او یک بازیگر درجۀ اوّل (first-rate) است. تیم آنها یک تیم درجۀ سوّم است و به آسانی می شود آنها را شکست داد.

وقتی که چنین کلمه ای با معنیهای سرعت، میزان، نرخ، عوارض، و درجه، به یک زبان دیگر ترجمه می شود، مترجم باید توجّه داشته باشد که در زبان او برای این معنیها چه کلمه هایی وجود دارد و به کار می رود، نه اینکه یکی از معنیهای آن را که در این مورد «نرخ» است، بردارد و در همۀ موارد به کار ببرد. همین واقعیت برای مترجم انگلیسی زبانی که می خواهد نوشته ای را به فارسی ترجمه کند، پیش می آید. مثلاً کلمۀ «رنگ» در فارسی علاوه بر معنی اصلی، به مفهوم حیله و فریب و نیرنگ، جنبه و حالت و لحن، رونق و رواج، نشان و اثر و مانند اینها به کار می رود، و مترجم انگلیسی هم برای هر یک از این معنیها ناگزیر است که کلمۀ مناسب و متداول در زبان خود را به کار ببرد تا از فارسی تأثیری ناساز وارد زبان انگلیسی نکرده باشد. در فارسی می گوییم:

فلانی اهل رنگ و نیرنگ است، یا فلانی مرا رنگ کرد. بدیهی است که مثلاً مترجم انگلیسی نمی گوید:

«He coloured me! »

مدّتی است که در رسانه های گروهی «نرخ» را تحت تأثیر ترجمه از انگلیسی برای معنیهایی به کار می برند که در فارسی نارواست. ناروایی چنین کاربردی می تواند برای مترجمان در بسیاری موردهای دیگر که کار ترجمه موجب وارد کردن تأثیرهای ناساز به زبان فارسی می شود، آگاه کننده باشد. کلمۀ «نرخ» در زبان فارسی همیشه برای قیمت واحد کالاها به کار می رفته است، مثل نرخ شکر، نرخ هندوانه، نرخ گوشت، و غیره. حالا اگر مترجمی «میزان مرگ و میر» را در جملۀ بالا به «نرخ مرگ و میر» ترجمه کند، مثل این است که گفته باشد که حالا در ایران کودکان کمتر از پنج سال نسبت به گذشته با قیمت ارزان تری می میرند!

یک نمونۀ دیگر از بسیار نمونه های تأثیر ناساز ترجمه در زبان فارسی، کلمۀ «جدّی» است که مترجمان بدون توجّه به حیطۀ معنایی «serious» در زبان انگلیسی و حیطۀ لفظی آن در زبان فارسی، در موردهای نامناسب آن را به کاربرده اند و کلمۀ «جدّی» را در فارسی از جدّیت انداخته اند. مثلاً مترجمی می نویسد: « یک سخنگوی آقای رحمانوف وضعیت را بسیار جدّی (extremely serious) توصیف کرد.» معنیهای متداول کلمۀ «جدّی» در زبان زندۀ فارسی کوشا، واقعی، متین در برابر «شوخ» و «شوخی» بوده است. در جملۀ بالا «وضعیت جدّی» چه معنایی می تواند داشته باشد؟ به چند نمونۀ دیگر از دو سایت فارسی نگاه می کنیم:

- کاهش جدّی حملات تروریستی در بغداد...
- آنها به گفتۀ مسئولان بیمارستان در وضعی جدی ولی ثابت قرار دارند...
- این کارها ... به خود دانشجو خسارت جدّی وارد می کند.
- جان زندانی در خطر جدّی است.
- در مقابل مبارزه با آنفلوآنزای مرغی موانع جدّی وجود دارد.
- طبیعی است که این نگرانیها جدّی هستند [است] و واقعیت دارند [دارد[.
- هیچگونه تقلّب جدی در انتخابات وجود نداشت.
- اشخاصی که جنایت جدّی مرتکب می شوند...
- وقتی مردم پول جدّی را به هنر اختصاص نمی دهند...
- خواستار تحقیقات جدّی برای کشف حقایق...
- این تشکّلهای صنفی مدنی سهمی جدّی در انتخاب و معرفی آثار و نویسندگان رمانها... داشتند.
- نشریات حوزۀ کتاب هم رونقی جدّی گرفت...

اگر به جست و جو برای نمونه هایی از کاربرد امروزی کلمۀ «جدّی» در زبان فارسی ادامه بدهیم، شاید به این واقعیت برسیم که اوّلا این کلمه در موردهای نامناسب زیاد به کار می رود، و ثانیاً در بسیاری از این موردها از راه ترجمۀ نادرست وارد زبان فارسی شده است.

گاهی پیش می آید که یک کلمۀ خارجی با یکی از معنیهای خود در آن زبان، وارد زبان فارسی می شود و تداول پیدا می کند، مثل کلمۀ «شانس» (chance) که از زبان فرانسوی گرفته شده است و مترادف با بخت، اقبال، خوشبیاری، پیشامد خوب و مانند اینها به کار می رود. حالا مترجمانی هستند که همین کلمه را با تلفـّظ فرانسوی آن جانشین کلمۀ «چنس» (chance) انگلیسی کرده اند و هرجا که در یک متن انگلیسی به این کلمه با معنیهای متفاوت آن برخوردند، آن را به «شانس» ترجمه می کنند و این کاربرد هم مثل کاربرد «جدّی» در برابر serious دارد تداول پیدا می کند: به چند نمونه نگاه می کنیم:

- اشخاصی که به فرمهای شدید این بیماری مبتلا هستند، شانس مرگ بیشتری دارند (احتمال مردن).
- افرادی که در ساعات بیشتری از روز در تماس با نور خورشید قرار دارند، شانس بیشتری جهت (برای) ابتلا به این نوع سرطان خواهند داشت (احتمال ابتلا).
- شانس شکست ما در اجرای آن بیشتر می شود (احتمال شکست).
- شانس شکست عربستان در خانه اش (!) بیشتر خواهد شد.
- هرچه پروژه های (طرحهای) بیشتری مورد ساخت قرار گیرند، شانس شکست پروژه ها بیشتر است.
- شانس باختش بیشتر از بردش است.

معمولاً مترجمانی بیشتر موجب وارد شدن این جور تأثیرهای ناساز به زبان فارسی و بیمار کردن آن می شوند که زبان خارجی را در مقام یک زبان معتبر در حدّ استفاده یاد گرفته اند، امّا زبان خودشان را که فارسی است، مهمّ و معتبر ندانسته اند و آن را یاد نگرفته اند. در مقابل این جور مترجمان، کسانی هستند که بیش از حدّ به علم خود در زبان فارسی اطمینان دارند و در برابر کلمه های بیگانه به ساختن ترکیبهای جدید فارسی می پردازند و به سهم خود زبان فارسی را رنجور می کنند.