تناوب و نمونه گيری در یادگیری کاربردبنیاد و متمرکز برفرم
بهینه سازی ورودی :
تناوب و نمونه گيری در یادگیری
کاربرد بنیاد متمرکز برفرم
مترجم : جلال عزيزي
برآورد چگونگی عملکرد زبان : از خطوط نشانه ای تا به ماشین نویسی ها
فهم زبانی زبان آموزان و چگونگی عملکرد آن برپایهی تجربیات آنها از زبان است . آنها بای این سامانه را از یک نشانه برآورد کنند . این بخش به تاثیرات نمونهی ورودی ، تناوب ساختمان و فرآیند جهت گیری در آموزش توجه دارد . این بخش ، مستولاتی را برای فراگیری کاربرد محور و دستورالعمل متمرکز بر فرم در زبان دوم ( L2 ) آموزان و زبان خارجی ( FL ) آموزان ارائه می دهد .
زبان سامانهی ثابت نیست . کاربرد زبان در بین متکلمین ، اماکن ، و زمان متفاوت است . اما علیرغم این حقیقت که هیچ دو سخن گویی یک زبان مشخص ندارند ، ارتباط برقرار کردن آنها تنها تا آن درجه ای ممکن است که آنها تبادل ساخت می کنند و مبتلایان چندان لازم نیست به ساخت مبانی ارتباط درونی خود بپردازند . آنها می باید بر گونه های ساخت از تجربه تعداد کم نشانه ها فائق بیایند . حضور بسیار محدود آنها ، آنها را موظف به برآورد چگونگی کارکرد ساختمانهای زبانشناسی از نمونهی ورودی است که ناقص ، نامطمئن و پر سرو صدا می باشند . آنها چگونه به این دست می یابند ، و چه گونه هایی از تجربه می تواند فرآیند را به بهترین حالت پشتیبانی کند ؟
سلاست زبانی بومی گونه ، اصطلاح گونگی و انتخاب ، دیگر سطوح مشکل بودن دروباره است . برای جایگزنی مناسب ، هرسخن گفتنی ، باید از دایره ای گسترده ای از بیان کردنی ها ، که برای این ایده مناسب ایت ، برای این سخن گویان ، برای آن مکان و برای آن زمان انتخاب شود . بهترین کاربرد تاریخی برای پشتیبانی از این توانایی ها کدام است ؟
زبان ، هدفی متحرک است که نه می توان آن را شرح و نه به صورت جامع تجربه کرد و به همین سیاق ، ماهیتاً ، زبان اموزی برآورد یک مثال است . مانند دیگر برآوردها ، شناسایی موفق مشخصه های یک جمعیت ، مسئلهی آماری بهینه سازی توصیف و استنتاج ایت . برای یادگیری زبان ، برآورد شامل موارد زیر است : گستردهی ساخت های زبان چیست ؟
گونه های اصلی ، آن کدام هستند ؟ کدامیک مفیدترین آنها است ؟ تناوب پراکندگی آن کدام هستند ؟ نقشهی عملکرد و فرم آن چگونه است و چقدرقابل اطمینان می باشد ؟ چگونه این اطلاعات به بهترین نحوسازمان می یابند . تا مولد فرایند سلیس بردن در مسئلهی شناخت و تولید باشند ؟ آیا راههای مطمئنی برای بیان معانی مشابه و روشن وجود دارد ؟ آنها چگونه در متون متفاوت توزیع می شوند ؟ و مانند آنها .... وقس علی هذا !
تناوب کارکرد ، در تمام اشکال آن ، مشخص کنندهی اکتساب است ( الیس a2002 ,b2002 ) در اینجا سه جنبهی اصلی در این مفهوم از یادگیری زبان به عنوان بهینه سازی آماری و برآورد وجو دارد .
Ø اولین و جلوترین توجهات به مقیاس نمونه است . مانند همهی مطالعات ، هرچه نمونه بزرگتر باشد ، تخمین دقیق تر خواهد بود و البته نمونه های عظیم ، هزینهی بیشتری دارند . سخن گویان بومی ، زبانشان را در طی یک عمر کارکرد برآورد می کنند . L2 ,FL آموزان ، فقط آن زمان و منابع را ندارند . بنابراین ، هر دو گروه یادگیرندهی این زبان های سنتی ( AL ) با وظیفهی بهینه سازی تخمین شان از زبان با تعداد محدودی از نمونه های آشکار مواجه هستند . به طور گسترده ، بررسی قدرت امر به دستیابی به سلاست بر؟ می کند . و اصطلاح گونگی نیازمند نمونه های کاربردی بیشتری نسبت به رقابت درونی فرد در متون قابل پیش بینی می باشد . اما در مواقع خاص ، آن ترتیب از نمونه های خاص به وضوح برای دستیابی به کارکردهای ساخت ، ترتیب ، پایهی بلند ، متوسط و کم میزان ایجاد ، مسائل مقوله بندی شده در مقابل الگوهای بی نظم و ترتیب ، مرتب ها در مقابل نامرتب ها ، و قواعد ساده در مقابل قواعد پیچیده و همسایگی های متراکم در مقابل کنار هم بردن های پراکنده ، یا گونه های دیگر چگونه است ؟
Ø مسئلهی دوم به انتخاب نمونه می پیردازد . اصول طراحی تحقیق ، ایجاب می کند که یک نمونه از لایه های جمعیت عظیمی انتخاب شده باشند . بنابراین ، نیازهای بررسی ، ( براون ، همین جلد ) به همهی AL آموزان مرتبط است و بنابراین بسیار واضح است که زبان خارجی آموزان ، که به منابع بسیار محدودتری نسبت به آن کسی که زبان دوم می آموزد برخوردارند ، مشکلات بیشتری برای شرح دقیق دارند . اما ساختارهای اصلی آموزش چیست ؟ بهترنی نونه برای پشتیبانی از این تجربیات کدام هستند ؟ چه تعداد نمونه نیازمندیم ؟ به چه نسبتی از گونه ها و نشانه ها ؟ آیا توالی بهتری از آزمایش ها برای بهینه سازی برآوردها وجود دارد ؟ از هریک از آزمایش ها کدام آموزش را بیشتری می کنند ؟ آیا این مسئله به سرعت اتفاق می افتد با در طی زمان روبه کاهش می گذارد ؟ و به همین سیاق . . . .
Ø دلیل نهایی برای اکتساب زبان به عنوان براورد متوجه به تاریخ نمونه گیری است . چگونه اطلاعات بعضی از نشانه ها و ساخت ها به تخمین عملکرد دیگرب اثر می گذارد ؟ بهترین توالی زبان برای ایجاد ساختارهای جدید زبان کدام است ؟ بهترین فرایند جهت گیری برای این نمونه از زبان و کاردبرد آن کدام است ؟
این فصل ابتدا به بخش های فراگیری زبان – ساختاری زبانشناسانه و سپس اینکه چگونه میزان نمونه و انتخاب آن به گسترش ساختارهای آن ( تحکیم ، عمومی سازی و تنظیم احتمالی آن ) از ورودی طبیعی اثر می گذارد ؟ تاثیرات بنیادینی از تناوب ورودی نشانه ، تناوب گونه و توزیع تناوب ؟ بر ساختمان خانواده و همخونی همسایگی وجود دارد .
سپس ، میزان نمونه و انتخاب آن و اثرش بر یادگیری زبان کاربرد – محور در گسترهی سخنگویان بویم و AL مورد بررسی و توضیح قرار خواهد گرفت . این بخش مدل های زبان آموزان از بازتاب گسترهی زبان به ساختار نمونه و آزمایش و اینکه چگونه بصورت ناخودآگاه به مقابله و تطبیق اطلاعات غنی از تناوب های مرتبط با این ساختار را در تاریخچهیورودی آن بررسی خواهیم کرد . از انجه که یادگیری زبان ، کمتر از مجموعهی ساختاری زبان شناسی نسبت به مشخصهی تعریفی ، سازمان دهی و هدایت به سوی کارکرد بهره وری مناسب است ، این اطلاعات توضیحی برای فرآندی سلیس صحبت کردن لازم است . بنابر توالی راهبردهای منطقی برای تولید یک مدل از زبان که اطلاعات احتمالی ساختار و نقشه های آن را بهینه سازی می کند ، زبان آموزان می بایست نمونهی اصلی ورودی که به آن نیاز دارند را مورد توجه قرار دهند و این بخش همچنین به استدلال های مدلی و راهبرد انتقال و فرایند میزان گسترده ای از مدلیته ها و ساختارهای کاربردی خواهد پرداخت .
نهایتا به گره های بررسی انتقال در فراگیری زبان AL و اینکه برآوردهای اولیه از مبانی زبان اول در برآورد اینکه یک AL چگونه عمل می خواهیم پرداخت و اینکه چرا ساختار متمرکز به فرم لازم است که در تطبیق زبان دوم دوباره سازی شود .
بخش های فراگیری زبان
دستور زبان ساختمان ( گله برگ 1995 و 2003 و 2006 و توماس 2003 ) و دیگر نظریات معرفتی زبان شناختی زبان اول ( کرافت & کرویزر2004 ، لانگاکر ، 1987 ، تایلور 2002 ، توماسلور 1998 ) . زبان دوم ( رابینسون ، الس 2008 )
و یادگیری آنها به بخش های بنیادی از بیان زبان که ساختار است می پردازد . این ها نقشه های فرم – معنایی هستند . بنابه قاعده ، در جامعهی زبانی ، و حفاظت از اطلاعات زبانی در ذهن زبان اموز هستند . ساختارها در حالت مجزا و ترکیبی ، شامل واژه ها (ing,N-S- anti) ، کلمات ( aardvark , and ) کلمات ترکیبی ( antediluvian , multimor phemic) اصطلاحات ( hit the jacket) الگوهای نیمه تولیدی ( Good < time of day ) ، الگوهای نحوی هستند . به همین نحوی [sabj – Tns v – en by obi] , subj [v obj , obj2]علت آواشناسی دایره لغوی، و نحو به صورت واحد در دستور زبان نشان داده می شوند و ساختارها نمادین و در مشخصه های تعریفی واژه شناسی و دایره واژگلنی و نحو به واسطهی عملکرد های متنی ، کاربردی و معنایی تعریف می شوند . حالت ساختاری و تولیدی یک سخنگو داده شود ، به صورت غیرقابل تولیدی توسط سخنگو در فرآگیری زبان به کار می رود . ی ک ساختار می تواند مشخصه هایی از ساختار چندجنبه را مطرح کند . و به این دلیل است که ساختار بیان با تعدادی از ساختمان های مجزا از هم مشخص می شوند . ساختارها به صورت مستقل در بخ شها یذهن یک سخنگو نمود می یابند . هر ساختمانی با ویزگی های بنیادی و اصلی ویژه و واحد خود می بایست به صورت مستقل مطرح شود تا اطلاعات اکتسابی یکح سخنگو از زبان او مشخص باشد . به هر حال ، عدم حضور هریک از این مشخصه های واحد یک ساختمان توسط دیگری به سادگی مطرح نمی شود و استقلال آن به صورت ساختاری شماتیک یا عمومی نشان داده نمی شود . تناوب این اتفاقات ممکن است به سمت اظهار استقالا از الگوهای ساختاری واقعی باشد .
ساختمان های اکتسابی
نظریات کاربرد در فراگیری زبان طبیعی نشان می دهد که یادگیری زبان از طریق استفاده از ان حاصل می شود . رقابت های زبانشناسی خلاق با توجه به فراگیری ذره ذرهی زبان آموزان از هزاران ساختمانی مورد آزمایش قرار گرفته در جامعه ، و دیگر جنبه های تناوبی و واقع گرایی در تاریخ کاربرد ، ظهور می کنند . رقابت و عملکرد ، هر دو از طریق کارکرد اشتباه نمونه های حفظ شده و رقابت با داشته های درونی و کاربردهای پیشین آن در فعالیت های مبتنی فعلی صورت می گیرد . ( الیس 1998 ، 2003 ، 2006 ، 2007 الیس & لارسن فریمن 2006 )
بسیار یاز ساخت هایی که ما می شناسیم کاملا خاص هستند ، و بیانات فرمولیزه برمبنای گزینه های لغوی خاص و ترتیب مشخص هستند . برای مثال ، نمونهی ! wonderful به طور فزانده ای ترکیبی از عباراتی شبیه " یک ،دو ، سه " ، روزی روزگاری" ، یا " پیروز میدان ، شکست خوردهی جنگ " می باشد . این الگوهای تربیتی از آوا ، مانند کلمات ، در نتیجهی تعداد بسیاری از تکرار کاربردها حاصل می شود . ( الیس ، 1996 ، پاولی & سایدر ، 1983 ؛ رای ، 2002 ) در افزایش این توالی ها ، زبان اموزان گردهم می آیند تا انچه را که می دانند افزایش دهند . با تناوب بسیاری از ترتیب ها که نسبت به انهائی که تناوب کمتری دارند بیشتر به هم وابسته اند . ( الیس و 2002 ) در بررسی این توالی ها ، پرتناوب ترین میزان ،ها ، مانند تجزیهی جملات عمل می کند . این ساختارها همیشه نیازمند این هستند که زبان اموزان نمونه های اتفاق افتاده ای را که آنها تلویحا و یا به وضح مشخص ساخته اند ، توسط اطلاعاتشان تعمیم دهند و توسط طرح کلی ناخودآگاهشان و توسط چندگونگی طرح معنایی و فرم و وجه چندزبانشناسانه شان نظریات دربارهی زبان را نیز متوجه باشند . این مسائل اساس و سپس توضیحات نو و مفاهیم نو هستند .
جوانب ساختمانی گرایانهی فراگیری زبان ، ( ؟ & هوپر 2001 ، گلبرگ ، 2003 ؛ رابینسون & الیس ، 2008 ط ، توماس 1998 2003 ) بر یادگیری ذره ای زبان از مثال های کلی تاکید می کند . میزان گسترده ای از صحبت های چند کلمه ای کودکان توسط ترکیبی ایجاد شده از الگوهای قاب و شکاف است . این الگوها غالبا حول محور عباراتی ایجاد شده از یک یا دو کلمه چرخند . آنها شکاف هایی دارند که کودکان می توانند انواعی از کلمات را در آنها جا بدهند . برای مثال زیرگروههایی از اسم و فعل ( برای مثال :gone +اسم + where's ؛فعل + i cant ) کودکان با این الگوها بسیار خلاق هستند و هر دوی این الگوها و ساختار انها در طی زمان گسترش یافته است . ولیکن در ابتدا ، انا به طرز واژگامی خاص هستند . برای مثال آکریک کودک دو الگو داشته باشد ،( x and i don’t +x + i cant) افعال استفاده شده در این شکاف x به طور معمول همپوشانی ندارد یا کم است . پیشنهادی می شود که یک ) که این الگوها هنوز با دستور زبان زیرین ارتباط ندارد . ( کودکان هنوز نمی دانند که can4 و don’t ، هر دو افعال کمکی هستند یا کلماتی هستند که به الگوهایی از معقوله فعل متعلق هستند و (2) زبان آموزان الگوهای متناوبی از انچه که در اطراف آنها هست اتخاذ می کنند و با سرعتی کمتر به تعمیم داده های اطلاعاتی انتزاعی که در اطرافشان جریان دارد . و مرتبط با افزایش گستره سخن گویان است می پردازد ( وین ، لیون ، 1993 ، پین ، لیون & رولانه 1998 ، توماسلور 1992 ) توماسلور 1992 اینگونه نظریه می دهد که جزیره فعل که افعال و عبارات مرتبط با ان ایت جزایر منفردی هستند که در ضمیر خودآگاه کودکان در سامانه ساختاری ذهنشان بصورت غیرسازمان یافته پراکنده هستند . کودکان در ابتدا از نشانه های معنایی با بنیادهای فعل و فعل و تجویز الگوهای واژشناختی که از یک فعل بصورت بیواسطه عموم یافته شده اند نسبت به فعلهای دیگر آموزش می بیند بررسی موقعیتی هر جزیره فعل نیازمند حافظه کاربردی فعل است نمونه های این ترکیبات و ساختمان برخوردی آن بصورت عمومی وجود دارد در پی آزمایشات مختلف قعولات نحوی از تنظیمات موجود در روند اطلاعاتی که یکزمان زبان اموز از زبان نمونه بر می دارد ظهور می کند .
در بخشهایی رابینوسون و الیس (2008 ) مسائل معرفتی زبان شناختی و نظریات سا ساختاری دستوری یادگیری زبان کودکان را به فراگیری ناتورالیست های AL در سنین بزرگسالی مرتبط می داند بنابراین گسترش منظر گسترش کاربرد محور در ( SLA ) یادگیری زبان دوم / بعضی از کلیدهای ارائه شده در ذیل هستند :
تناوب و قوانین ورودی :
یادگیری زبان کودکان بستگی به ساختمان اطلاعاتی زبان شناختی کودکان دارد و بنا به آزمایشاتی که آنها استفاده می کنند نمونه مانیفست آن کاربرد است و تناوبهای مختلف و گونه های مختلف تکراری الگوی زبان شناختی تحکیم ، تعمیم و تولید بر کاربرد ساختارها تاثیرات مختلفی بر یادگیری دارد .
گونه و تناوب نشانه :
تناوب نشانه یک ساختمان غالبا در ورودی ویژه کلمه و یا عباراتی خاص ظهور می کند ما تعداد نمونه و تناوب نشانه هر الگوی مشخص را می توانیم در آن بشماریم ( برای مثال : سیلاب ( KA ) ، سه گانه AZE ، کلمه FROG ، عبارت On The Whole و جملهی I LOVE YOU ) و از سوی دیگر تفاوت گونه میزانی از تعداد گزینه های واژگانی مختلف در الگویی خاص ، پارادایم ، ساختمان است . یعنی تعداد گزینه های واژگانی بر شکافهای داده شده در ساختمانهای زیر ساختاری ارجح است . ساختار سطح کلماتی برای تاثیر نحوی آن بر ساختمان مشخص روابط میان کلمات تاثیرگذار است و برای مثال کلمه " REGUKAR " در حالت گذشته با ed – تناوب بسیار زیادی دارد . چراکه به هزاران گونه مختلف فعل مرتبط می شوند و در حالی که آوای تغییر کرده در نمونه swam و rang تناوب بسیار کمتری دارد . موقعیت منتقل شده از ساختمان مشابه ] objImd به obj Dir v [ saj [ تناب بسیاری دارد . ( gire , read , pass , donate , displain ) چراکه بسیاری از افعال مختلف می تواند به این شکل استفاده شود در حالی که کلمات متفوات غیرمتعدی ] objImd به obj Dir v [ saj [ با روندی کوتاه از افعالی مانند pass , read , give استفاده می شود و اما از افعال denote , display , explain ند .
یکی سازی فرمولیزه ساختاری مشخص : نقش تناوب نشانه
مانند دیگر ساختمان های استوار ، یک کلمه می تواند به طرز خلاصه از فراگیری نمونه حاصل شود ، در یک نقشه برداری سریع ( کری & بارتلت ،1987 ) رابطهی بین نزدیکی صدا و تشابه معنایی وجود دارد که ایجاد حافظه‑ی مجزای مشخص و مرتبط با ساختار مشابه و مرتبط با آن می کند . ( الیس 2005 ) ساختارهای پس سری وزیرسری در مغز به ما اجازه می دهد از آزمایشات مجزا ، حافظهی خاص و مشخص، یادگیری یک به یک ، و ساخت یک حرف عطف و عناصر قراردادی متفاوت ( الیس 2002 ط ، اسکویر 1992 ، یادگیری بخش های مجزا – هشتند . آنچه که شما در اطراف خود میبینید ، دوستان شما به ان gavagai و یا طیفی خاص از رنگی می گویند که برای اولین بار آن را به همراه کلمهی chromium بیان داشته اند . امکان جدانگه داری این اسناد از هم بسیار مفید است . اما نقشه گیری سریع ، سخت ، دم دستی ، شکننده و غیرتکراری و گاهاً ناپایدار است . تکرار حافظه تقویت می کند ( ابینگهاوس ، 1885 ) و تاثیرات تناوب ، فواصل ، و توزیع تمرین در تحکیم ، تشریح ، و آموزش خاص لغت زبان خارجی به وضح مشخص شده است . این مسائل به صورت طبیعی ، کارت های فلش ، برنامه های CALL و مشابه آن اتفاق می افتد . ( الیس ، 1995 )
تکرار فرآیند تسهیلات ساختمانی سلیس بودن زیرگونه های فرایند را ایجاد می کند . همچنین این تاثیرات زمانی اتفاق می افتد ، چهد زبان اموزان نسبت به این فرآندی آگاه باشند یا نه . مطالعهی شما از مقادیر کلمات این بخش ريال زیر مجموعه مطالعاتی این کلمات را در دورهی کاربری و کاربرد آن به اشتراک می گذارد علی رغم این حقیقت که شما قادر به یادآوری این که کجا این مسائل اتفاق می افتد . اگر شما در تمرکز بصری خود آگاه هستید ، شما به صورت محدود هنوز نسبت به نشانه های آگاهانهی بر کلمه FOCA آگاه نیستند . در هنگام مطالعهی آن ، مطمئناً شما نسبت به 9 معنای متفاوت آن آگتاه نیتسد . بنابراین دوجملهی متفاوتی شما به سرعت معنای دیگری از آن را به ذهن می آفریند . برای معنای دیگر چه اتفاقی افتاد ؟ اتفاق روان زبانشناسانه ، توضیح می دهد که بعضی از انها به طور ناخودآگاهی در چند دهم ثانیه پیش از آنکه ذهن شما تصمیم بگیرد ایجاد می شوند . بسیاری از لغات ( بی شاز 80 درصد در زبان انگلیسی ) چند معنایی هستند . اما تنها یکی از انها می تواند در آن واحد هوشمند باشد . بنابراین خوانش شما از FOCUS در خوانش نخستین در سلسلهی لغات جایگاه دارد ( حال معنای آن هرچه می خواهد باشد ) ، تشریح شما از FOCUS به عنوان یک اسم . سلسله ای از معناهای خاص را برای آن وضع می کند . در این حالت ، ساختارهای خاص ( برای مثال : [ba] , are , kept , man , dead boring , on the whole , i love you , [ wan] – one با تناوب لالائی از نشانه ه9ا بهتر به یاد می مانند ، زودتر شناخته می شوند ، تولیدی به هنگام ؟ دارند و فرایندهای دیگر با ساختار ساختمان نشانه ای ، تناوب کمتری دارند ( برای مثال boring , on the organelle, love you , [ wan] =won [za] , aze leapt , )
( نک . الیس 2002a ، برای بازنگری ) هر نشانه ای که مورد استفاده قرار می گیرد که پس از دما باعث باعث افزایش قدرت حافظهی تصویری ساختمان می شود ،استفاده از زیرمجموعه های کاربردی در آن قانون قدرت تمرین روابط است . در حالی که افزایش قدرت توسط افزایش بیشتر از تمرین سنتی متاخر مفید فایده است . در همین مسئله ، یادگیری زبان شامل میزان بالایی از تطبیق ناخودآگاه است ، که شامل ساخت ساز زبانی است و استفاده از زبان نیازمند این دانش ضمنی آماری است . ( باد ، هی & جندی ، 2003 ؛ بابی& هاپر 2001 ، چتر & منینگل و 2006 )
گفته می شود که استفاده ی زیاد از این امر باعث حفاظت از ساختمان می وشد ( لانگاکر 1987 ) . و این باعث حفاظت انها از تغییر می شود . بنابراین این مسئله همان تناوب بالای زمان گذشته در زبان انگلیسی که بی قاعده هستند ( رفت ، بود ، نگه داشت ) آماده نگه داشتن نیروها با استفاده از الگوهای پیش فرض ( goel – keeped – beed ) باعث جلوگیری از از دست رفتن آنهخا می شود . در حالی که در ساختمان های کناری تناوب پایین باعث از بین رفتن آنها می شود . ( با پریدن شروع می شود و با جست زدن در کاربرد بیان می شود ) بایبی ( 2008 ) این مسئله را تناوب بالای استفاده از رمزهای موجود در ساختار می دارند و تناوب نشانه های او همچنین به یک استقلال می انجامد . که به واسطهی ان ساختار خلاق آموزش داده شده ، که ممکن است هرگز به ساختارهای اصلی خود تقسیم نشود . به عنوان مثال ممکن است هرگز از عبارت gimme به جای gire+ me استفاده نکنند و همینطور ممکن نیست ریشهی تحت اللفظی dicay را استفاده کنند . نهایتا تمرینات بسیاری با نشانه های خاص در خود بخودی تولید و فرایند کاهش ، جذب و قرض دهی ایجاد یک همپوشانی کمتر می کند . طبق قاعدهی کلی هنر ، وقتی منبع برق آتش می گیرد و سیم ها هم می سوزند ، بنابراین ، وسایل که با هم مورد استفاده قرار گیرند فیوزها ههم با هم استفاده می شوند . این پدیده کاملا مدرج است ، درجهی کاهش عملکرد تناوب کلمهی هدف و تابع پیوستهی کلمهی هدف ، همان کلمهی قبلی و هدف کلمه ای است که بعد از ان می آید . ( بایبی & هوپر ، 2001 ؛ الیس، a 2002 ؛ ژورافسکی و دیگران 2001 ) چنین تغییراتی ساختارگرایی را در تغیر زبان پی ریزی می کنند . ( بایبی، 2000 ، کروفت ، 2000 )
در مجموع ، هرچند که می توان ساختار خاصی را تقریبا تنها از در معرض آن مسئله قرارگرفتن آموخت ، تکرارهای چندگانه از نشانه های مشابه در متون متفاوت نیاز است تا برای کسب و ساخت دوبارهی آن برای معنای سیستم به کار برده شود . برای تغییر جهت از نقشه برداری سریع عملکرد به موقع لازم است تا نظریه ای کامل تر و بیانی واضح تر از یک کلمه بیان شود . ( کاری & بارتلت ، 1978 ) برای مثال حدودی بین 8 تا 12 مشخصه برای کلمهی جدید نیاز است که در متن قبل از معنای اصلی خواهد آمد و به اندازهی کافی از استنتاج درونی و محتوای آن برخوردار است . ( هورست ، رکوب & میرا ، 1998 ؛ سادگی ، نیشن ، & میستر 1978 ) تکرارهای چندگانه برای تثبیت نمایندگی ضروری است . دسترسی سریع ، فرآیند خودکار ، استقلال اصطلاحی و تولید کاهندهی آواشناختی و روانی و سرعت از نشانه های آن است .
تعمیم ساختار از فرمول به الگوی محدود محدوده ی تولیدی چکیده ی طرح:
نقش نوع تناوب
بهره وری از الگوهای معنایی، آوایی و واجی ساختاری از آن گونه است که برتناوب نشانه ها ارجحیت دارد.(بایبی,1995;بایبی& هوپر 2001) تناوب گونه ی بهره وری را مشخص می کند:گزینه های بیشتر واژگانی که در موقعیتی خاصدر ساختمان شنیده می شوند.ساختاری با مشارکت کمتر از یک واژه ی مشخص دارند وبیشتر شباهت به مقوله ای عمومی دارند که توسط گزینه های دیگر شکل یافته اند.در نمونه های جدیدی که در حافظه هستند،برکل مقوله اثرگذار هستند،و مشخصه های آنها برتمام نمونه ها اثر گذار است و به نمونه ها وزن معنایی اضافه می کنندو آنها رادر جای خود محکم می سازند.2)موارد بیشتر باید توسط مشخصه های دیگر تعمیم داده شوند و گستره ی آنها به موارد جدید اضافه گردد.3) تناوب بالای گونه باعث اطمینان می شود که ساختمان مورد استفاده ی بیشتری دارد، بنابراین تقویت بیان شماتیک آن و قابل پذیرش کردن آن برای استفاده بعدی باگزینه های دیگر است(بایبی&تامپسون 2000)
هنگامی که ساخت و ساز از زمانهای گوناگون بهره می برد و با اقلام مختلف موقعیت وآزمایش اشغال می شود ، اجازه می دهد تا از تجزیه ساختار طرح کلی آن استفاده کند. پس از نمونه اولیه یک فرمول ایجاد می گردد ، حرکت ساخت و سازبه این شکل است. [Subj V ObjPrep Obl] ، شاید او آن را در پایین جاده تحت فشار قرار داده است ، تجربه پس از آن از او آن را تحت فشار قرار داد (به بالا) تپه ، او آن را تحت فشار قرار دادند (به) مرکز خدمات ، او آن را تحت فشار قرار دادند ((به) پمپ گاز) اجازه می دهد تا شناسایی اجزای مشترک صورت بگیرد، اشتراکات ساختاری آنها ، و قواعد خود را از مرجع دریافت کندواقلام متداول (ضمایر مانند او ، او ، من ، به جای عبارت های پیچیده اسم خانم Struthers ، گوزن شمالی معجزه آسا ، راننده مضطرب ، و غیره ؛ تناوب بالای حروف اضافه مانند به ، بالا ، پایین ، و غیره ، به جای اسم مکان پیچیده راه آلاباما ، حرکت در مسیر پرواز ، و غیره) در این شیارهای بیشتر تکرار میشود و در نهایت کمک به خارج کردن مشترکات از شیار مجاور – پرکننده می کنند. (براین 1987) در آزمایش های مربوط به یادگیری زبان های مصنوعی نشان داد که یادگیری "گروهها" و قواعد برای ترکیب آنها برای ترکیب کردن نسبتا آسان است. ، ارائه "کلمه"نمونه گیری این دسته بندی ها راچه قبلا بوده اند و یا به دنبال یک آیتم ثابت ب وجود می آید را نمونه سازی می کند. در غیر این صورت ، یاد گیری مقوله های دشوار بسیار سخت یا غیر ممکن است. در زبان طبیعی ، آن کلمات دستوری که اغلب به عنوان مجریان این معانی هستند کلمات کوچکی هستند. این کلاس بسته "کمی کلمات ،" عملگرهای دستوری ، که هر دو بیشترین فراوانی در زبان و یا اتصال به بالاترین درجه است. هنگامی که پی در پی همکاری تکرار کلمات در زبان ها از نظر نمودار های اتصالات کلمه توصیف صورت میگیرد ، نقشه ی تعاملات مانند شبکه های اجتماعی ، وب ، یا سایر سیستم های پیچیده ، نموداری را نشان می دهد که خاصیت به اصطلاح جهان کوچک بودن خوشه ای بسیار غنی وبه هم پیوسته خواهد بود.(فررمن کانچو و انحصاری ، 2001 ؛ فرر من کانچو ، انحصاری ، و کوهلر ، 2004).
ایشان حرمت ننهادندمر مصاحبت را...